پس از مرگ آندروپوف در فوریه 1984 چرنینکو جانشین وی شد و تلاش برای عقد قرارداد غیرنظامی کردن فضا را ادامه داد. آمریکا بدون توجه به علائق روسها در روز 12 ژوئن 1984 اولین موشک ضدموشک خود را آزمایش کردند و با رد کردن تلاشهای دیپلماتیک روسها، آنها را وادارکردند تا در اول جولای ساخت پولوس را برای مقابله با توسعه طلبی نظامی آمریکا در فضا آغازکنند. 

گورباچف در اولین سفرخارجی خود در دسامبر 1984 نظامی کردن فضا را محکوم کرد. او پس از مرگ چرنینکو در 12 مارس 1985 دستور داد تا توسعه سلاح های فضایی متوقف شود. اظهارات گورباچف توسط وی.وی پالو یکی دیگر از طراحان سالیوت تایید می شود. فضاناو پولوس قرار بود که تنها برای آزمایش روشهای مقابله با جنگ ستارگان بکارگفته شود. چنین فضاناوی باید می توانست تا در زمان 6 دقیقه یک کلاهک هسته ای را به هر نقطه ای از آمریکا روانه سازد. گورباچف تسلیحات جنگ ستارگان ریگان را نه ابزار دفاعی بلکه تجهیزات "تهاجم فضایی" می نامید و بارها اعلام کرد که شوروی با تاکتیکهای نامتقارن پاسخ جنگ ستارگان را خواهد داد و درنهایت، جنگ ستارگان عاملی برای بی ثبات کردن جهان خواهدشد. سیستمهای روسی پرتاب کلاهکهای هسته ای از ماهواره ها با عجله توسعه یافته بودند و ناپایداری آنها رهبران سیاسی شوروی را به هراس افکنده بود. 

وظیفه پولوس دفاع در برابر تسلیحات ضدماهواره و تسلیحات لیزری بود. یک قبضه توپ بدون عقب نشینی بر روی آن نصب شده بود که وظیفه دفاع در برابر موشکها و ماهواره های ضدماهواره را برعهده داشت. برای هدفگیری بهتر یک دستگاه نشانه روی چشمی نیز به رادار هدفگیری این توپ اضافه شده بود. بدین سان، امکان ردیابی تهدیدات بدون ایجادسیگنالهای قابل ردیابی ایجادشده بود. این ترفند برای این بود که اگر نسل جدیدی از موشکهای ضدماهواره-ضدتشعشع ساخته شدند بتوان بدون نیاز به رادار آنها را از بین برد. 

در مجله "زمین و جهان" مقاله ای از "یوری کورنیلوف" سرطراح دفتر طراحی سالیوت چاپ شد که جزئیات ساخت و آزمایش فضاناو روسها را تشریح می کرد. این مقاله "پولوس ناشناخته" نام داشت. کورنیلوف از خوانندگان تقاضا کرده بود که به خواندن "فضای بین خطوط" بپردازند چرا که فاش کردن اسرار شوروی سابق ممکن بود برای او به قیمت یک دوره زندان 10 ساله تمام شود. بنابر مقاله وی سلاح های نصب شده بر روی این فضاناو برای مقاصد صلح آمیز طراحی و ساخته شده بودند!!! 


موشک انرژیا از ابتدا برای حمل شاتل بوران طراحی و ساخته شده بود اما در سال 1985 آشکارشده بود که شاتل فضایی بوران مدتها بعد از تکمیل موشک انرژیا آماده خواهدشد. بنابراین، وزارت ماشینهای عمومی دستور داد تا ماکت آزمایشی در اندازه اصلی و با وزن 100تن برای آزمایش موشک انرژیا ساخته شود. در جولای همان سال طراح اصلی پروژه با نام "پولخین" زیردستانش را جمع کرد و بیان کرد که "باکلانوف" وزیر وقت وزارت صنایع ماشینهای عمومی دستور ساخت این ماکت را داده است و آنها وظیفه دارند تا آن را تا سپتامبر 1986 برای پرتاب آماده کنند. ساخت چنین فضاپیمایی به صورت عادی در حدود 5 سال به طول می انجامید اما به گروه ساخت فضاپیما تنها یک سال فرصت برای تکمیل پروژه داده شده بود. 

برنامه های فضایی شوروی یک دوره 5 ساله به طول می انجامید و کورنیلوف از این شکایت داشت که به پروژه فضاناو پولوس زمان کمتری داده بودند. او تصمیم گرفته بود که پولوس را به عنوان اولین محموله موشک انرژیا به فضا بفرستد ولی هیچ دلیلی برای این همه شتاب در مقاله اش ارائه نمی دهد. 
کورنیلوف در ادامه مقاله اش بیان می کند که علت سرعت طراحی پولوس استفاده از اجزاء بکاررفته در چند پروژه دیگر برای ساختن فضاناو جدید می باشد. قطعه واسط بین فضاناو پولوس و موشک انرژیا از "شاتل روسی بوران" به عاریت گرفته شده بود. ماجول اصلی فضاناو برای ایستگاه فضایی "میر-2" ساخته شده بود. دریچه ورود و خروج سفینه از سفینه "تی کا اس" گرفته شده بود. 

در آن زمان تجهیزات نسل بعدی فضاپیماهای شوروی دوران آزمایش خود را می گذراندند و هنوز عملیاتی نشده بودند. تعدادی از ایستگاه های فضایی "سالیوت" ساخته شده بود و یک سفینه باری سرنشین دار با ظرفیت 20 تن به نام "تی کا اس" نیز در کنار آنها توسعه یافته بود. فضاپیمای 100 تنی "اسکیف-دی" تنها در مرحله طراحی و بر روی کاغذ بود. تیم طراحی پیشنهاد کرد که با قراردادن سفینه آزمایش شده تی کا اس به عنوان هسته کارش، طراحی سفیه جدید را آغازکند. تعدادی از ماجولها و سیستمهای شاتل در دست ساخت بوران نیز وام گرفته شد. 


در 19 آگوست 1985 وزارت خانه جزئیات برنامه زمان بندی تکمیل فضاپیما را اعلام کرد. اسکیف-دی و متعلقاتش در آگوست 1986 به پایگاه فضایی بایکونور منتقل شدند. اسکیف-دی تا ژانویه 1986 در این مرکز مونتاژ و آزمایش شد. 

ساخت این فضاناو جنگی در اولویت برنامه های فضایی روسها قرارگرفت و وزیر صنایع دفاع خود شخصا آن را پیگیری می کرد. او به همراه جانشین وزارتخانه هر هفته از پروژه بازدید می کردند و دستورات فوری برای تهیه ملزومات مورد نیاز را صادرمی کردند. 

کورنیلوف به یک منعکس کننده پرتوهای لیزری اشاره می کند اما هیچ اطلاعاتی درباره تجربیات حاصل از آن نمی دهد. او همچنین بیان می کند که تمام نیروهای نظامی شوروی درگیر آزمایش پولوس بودند. قراربود که واحدهای نظامی سعی کنند که با استفاده از رادار، هدفیاب های حرارتی و چشمی پولوس را رهگیری کند و پس از شناسایی آن سعی کنند تا با لیزر به سویش شلیک کنند. اگر لیزر به بدنه فضاناو برخورد می کرد منعکس کننده باید آن را به سوی زمین بازتابش می داد. بدین سان، بدون استفاده از پرتوهای رادیویی می توانستند توانایی پنهانکاری پولوس را آزمایش کنند. عکسهای منتشرشده از پولوس آن را با بدنه ای به رنگ سیاه نشان می دهند. احتمالا برای رنگ کردن بدنه آن از مواد جذب کننده امواج رادار استفاده شده است تا کشف کردن فضاناو را سخت تر کرده باشند. 

یک تولید کننده مه که ابری از باریوم بوجود می آورد نیز در فضاناو نصب شده بود تا سلاح هایی که برای هدایتشان از پرتوهای لیزری استفاده می شود را گمراه کند. 

مخازن پولوس از ترکیبی از گازهای زنون و کریپتون پرشده بود. هنگامی که این مخازن در مدار زمین تخلیه می شدند نوری ایجاد می کردند که این نور از زمین قابل دیدن بود. این ترکیب برای این بکاررفته بود که آزمایش سیستم ضدموشکی پولوس از زمین و بدون مخابرات رادیویی آزمایش شود. 
به دلیل فشار در هنگام پرتاب، قرار شد تا پولوس به صورت واژگون بر روی موشک انرگیا نصب شود. یعنی بر خلاف دیگر ایستگاه های فضایی مشابه، قسمت سر پولوس در پایین و قسمت انتهایی پولوس در بالای موشک قرارگرفتند. موشکهای کوچکی در انتهای پولوس نصب شدند. قرار بود پس از ارتفاع گرفتن و جداشدن پولوس از موشک انرگیا، پولوس 180 درجه بچرخد و سپس این موشکها روشن شوند تا فضاناو در مدار خود قرارگیرد. هنگامی که در روز 15 می 1987 پولوس به فضا پرتاب شد همین چرخش فاجعه آفرید. موشک به جای 180درجه چرخش به چرخش خود ادامه داد تا اینکه دوباره سر پولوس به سوی زمین قرارگرفت. در این زمان موشکهای کمکی روشن شدند و به جای اینکه فضاناو را در مدار زمین قرار دهند آن را به اعماق اقیانوس آرام فرستادند. 
این فاجعه به دلیل اشکالاتی در حسگرهای سیستم هدایت اینرسیایی پولوس روی داد. عجله در ساختن ایستگاه سبب شد تا از حسگرهایی استفاده شود که قبلا در فضاپیماهای کاسموس به کارگرفته شده بودند. آزمایشهای کافی بر روی این حسگرها به عمل نیامد و پولوس با سرعت از کارخانه به سوی سکوی پرتاب فرستاده شد. مسئولین این سهل انگاری بلافاصله اخراج یا تنزل رتبه داده شدند. 
بعدها هیچ یک از مشاوران ریگان یا بوش اطلاعات خود را درباره این فضاناو جنگی برای عموم آشکارنکردند. نیروی دریایی ایالات متحده هیچ بیانه ای درباره کوشش برای یافتن بدنه پولوس در اعماق اقیانوس صادرنکرد. 

کورنیلوف ادامه می دهد که کوتاه زمانی پس از پرتاب پولوس گورباچف از بایکونور بازدید کرد و آزمایش سلاح های مدارگرد را ممنوع کرد. کورنیلوف ادعا می کند که گورباچف از واکنش غرب می ترسید و گمان می کرد که دنیای غرب این آزمایشها را به عنوان کوشش روسها برای نظامی کردن فضا خواهندیافت و تمایلات صلح طلبانه روسها را نادیده خواهندگرفت. 

هر چند که فضاناو پولوس در مدار زمین قرارنگرفت اما بازهم طرح آن موفق بود چرا که این طرح بعدها هسته اصلی ساخت ایستگاه فضایی "میر-2" شد. در صورت موفقیت، حضور انحصاری پولوس می توانست سیمای جنگ سرد را در ماه های پایانی آن به صورت اساسی تغییر دهد. 
اسکیف-دی ام پولوس مشخصات 
طول 37متر 
حداکثرقطر 4.1متر 
وزن 80تن 
وسیله پرتاب موشک انرژیا 
ارتفاع گردش 280 کیلومتر 
تجهیزات رادار و سایت چشمی برای هدفگیری توپ دفاعی؛تولیدکننده ابرباریم برای به اشتباه انداختن ماهواره های ضدماهواره 
رنگ بدنه ضدرادار؛تجهیزات ارتباطی لیزری برای برقراری سکوت رادویی