در حالی که انتظار میرفت سفر داوود اوغلو به تهران بیش از هر چیزی به هدف توضیح پیرامون استقرار رادار سپر موشکی ناتو در خاک ترکیه و سیاست های آنکارا نسبت به سوریه و عراق باشد، اخبار انتشار یافته حاکی از آن است که ترکیه با محور قرار دادن تمایل خویش برای ایفای نقش میانجی گری عملا بر نگرانی های ایران در این موضوعات و خصوصا در مورد سپر موشکی سایه انداخته است. وجاهت ناشی از پذیرش ایفای نقش میانجی گری در موضوع هسته ای از سوی ایران در نزد افکار عمومی ایران وترکیه نیز خود عامل مهمی است که کمک می نماید تا آنکارا از اصلاح رفتار خود نسبت به اقدامی که امنیت ملی ایران را مورد هدف قرار داده است، شانه خالی نماید. این ملاحظه ای است که نباید به سادگی از کنار آن عبور نمود.

اگرچه اخبار رسانه ها حاکی از آن است که موضوع سپر موشکی و مسایل سوریه و عراق مورد بحث داوود اوغلو با مقامات ایرانی بوده است، لیکن به نظر می رسد آنچه در این سفر نقش محوری داشته است، درخواست وزیر خارجه ترکیه برای احیای نقش میانجی گری در موضوع هسته ای بوده است. طرح این موضوع و پذیرش آن توسط مقامات کشورمان می تواند برگی دیگر بر برگ های موفقیت ترکیه اضافه بنماید.

این تحول در حالی رخ می دهد که هنوز در ذهنیت مقامات ایرانی و خصوصا مقامات نظامی ،ابهامات و سوالات زیادی در خصوص پذیرش سپر موشکی که وزیر خارجه امریکا هدف آن را ایران اعلام نموده است باقی مانده است.

سفر داوود اوغلو به تهران ظاهرا در فضایی بوده است که ترک ها از تهدیدات برخی از مقامات ایران در ارتباط با سپر موشکی ناراحت بودند و انجام این سفر نشان می دهد که ترک ها در مدیریت احساسات و ناراحتی های نمایشی نیز به زیرکی خاص خود رسیده اند.

چگونه ممکن است کشوری که عضو ناتو و هم پیمان استراتژیک امریکاست و برای اثبات وفاداری خود استقرار رادار سپر موشکی را پذیرفته است بتواند به عنوان یک بی طرف، میانجی موضوع هسته ای باشد که پذیرش سپر موشکی در بخش مهمی به خاطر آن بوده است.

بار ها اعلام شده است که ترکیه در زمین بازی امریکا بازی می نماید وبازیگر مستقل نیست . آنکارا ظرفیت و ویژگی های ایفای نقش میانجی گری چون بی طرفی، قابلیت تاثیر گذاری در موضوع و حل آن را ندارد. از سوی دیگر بازی ایران در موضوع هسته ای، بازی با کشورهایی است که ترکیه سال هاست تلاش می نماید از سوی آنان (اتحادیه اروپا) پذرفته گردد در حالی که این کشورها حتی موقعیت بازیکن ذخیره را نیز برای این کشور قایل نشده اند. 

البته میانجیگری شاید بتواند به تلاش ترکیه در رسیدن به این هدف کمک نماید.

پذیرش ایفای نقش میانجی گری ترکیه توسط ایران، از یک سو عدول تلویحی از حساسیت های اعلام شده در مورد سپر موشکی بوده و از سوی دیگر کمک به ارتقای موقعیت برتر ترکیه می باشد. ظنز تلخ این پذیرش میانجیگری ترکیه توسط ایران ، هماهنگی ناخواسته با نظام بین المللی و خصوصا امریکایی است که ایران با آن چالشی جدی دارد. براستی چرا بایستی برای دلالان منطقه ای میدان در موضوعی داد که نسبت به آن مواضع شفافی ندارد.

امریکا سعی دارد با حمایت های آشکار و پنهان در منطقه ضمن اینکه از ترکیه الگوی موفق ارایه نماید، این کشور را ایستگاه حل و فصل بحران های منطقه ای بنماید. این در حالی است که معمولا میانجی گری توسط کشوری اعمال می گردد که فارغ از نفوذ کلام،باید از موقعیتی برتر برخوردار باشد. کمک به ترکیه برای ارتقاء موقعیت خود در منطقه، شاید ملاحظه ای باشد که ما نسبت به آن غافل هستیم. 

ما هنوز میان سیاست های اعلامی و اعمالی آنکارا تفاوتی قائل نیستیم. سیاست اعمالی آنکارا مدیریت افزایش دامنه بحران در سوریه است. سیاست اعمالی آنکارا در عراق افزایش دامنه تنش در عراق با اعلام باز بودن درب های این کشور بر روی طارق الهاشمی و تهدید مالکی می باشد.
اعمال سیاست های چند وجهی منافع محور، شرایطی را برای سیاست خارجی ترکیه ایجاد نموده است که در شرایط مختلف این کشور بتواند از قدرت مانور بالا برخوردار باشد.

دغدغه های ترکیه در سوریه دمکراسی نیست، اگر بود، در بحرین نیز باید این دغدغه امکان ظهور می یافت.
دغدغه ترکیه در موضوع هسته ای ایران، جلوگیری از گسترش دامنه بحران نیست، بلکه مانع تراشی در امکان دستیابی ایران به تکنولوژی است که می تواند موازنه قدرت را به زیان این کشور تغییر دهد.

دغدغه ترکیه در عراق جنگ مذهبی نیست، بلکه این دغدغه استقرار دمکراسی است که نتیجه آن تثبیت موازنه قدرت به نفع شیعیان است.

در این میان ترکیه با سیاست های ظریف، به گونه ای عمل می نماید که این کشور حامی دمکراسی و ایران حامی تعلقات مذهبی است که حاصل آن تنگ نمودن میدان عمل ایران در جهان اسلام و گسترش میدان عمل ترکیه ای است که بیش از همه دغدغه مذهب را دارد. سوریه و عراق تبلور این نگاه آنکارا است.

آنانی که برای ترکیه ظرفیتی بیش از این قائلند، فراموش می نمایند که باید میان تحلیل از وضعیت و موقعیت این کشور با تحلیل میان رابطه این کشور با ایران تفاوت قائل شد. در تنظیم روابط با آنکارا باید فقط و فقط ، به منافعی اندیشید که تهران برای خود در چارچوب عزت، حکمت و مصلحت تعریف نموده است.

سخن آخر آنکه ترکها استاد استفاده از فرصت ها هستند و نشان داده اند که از هر بحرانی برای خود فرصتی می سازند.
جنگ ایران و عراق فرصتی را برای آنکارا فراهم نمود که طی آن ترکیه نوین پایه ریزی شد و امروز در بحران هسته ای ایران و در شرایطی بحرانی که بر منطقه حاکم است، ترکیه باز تلاش دارد ضمن استفاده از آن برای موفقیت بیشتر، در جهت ارتقاء موقعیت سیاسی خود در جهان بهره مند گردد. در صحنه سیاست و خصوصا در عرصه روابط بین الملل فدا کاری معنا ندارد. کسانی که به آن باور نمایند بازنده و کسانی که ادعای آن را دارند باید عملشان مورد مداقه قرار گیرد.