سانحهای که رخ نداد
واقعهای که در روز چهارشنبه 9 شهریور (مصادف با روز عید سعید فطر) در فرودگاه بینالمللی مهرآباد رخ نداد و به خواست خدا و با هوشیاری و دقت کنترلر برج از وقوع سانحهای دیگر در صنعت هواپیمایی پیشگیری شد، یکی از چندین موردی است که هر روز و هر شب در واحدهای عملیاتی کنترل ترافیک هوایی به وقوع میپیوندد و هیچ کدام در رسانهها مطرح نمیشود.
روز چهارشنبه پرواز مسیر یاسوج-تهران قبل از آنکه با چرخ بسته به زمین برخورد کند! کنترلر برج متوجه باز نبودن چرخهای هواپیما میشود و به خلبان هشدار میدهد. خلبان هم که تا آن لحظه از این موضوع اطلاع نداشته است، بلافاصله و با عجله هواپیما را از چند متری سطح زمین به سمت بالا هدایت میکند. کنترلر برج در مدت زمانی بسیار کوتاه با دیگر واحدهای مراقبت پرواز هماهنگ میکند و هواپیمای مذکور را برای اوجگیری راهنمایی میکند تا به هواپیماهای اطراف فرودگاه برخورد نکند. خوشبختانه به دلیل هوشیاری کنترلر و هماهنگیهای سریعی که بین برج و تقرب فرودگاه بینالمللی مهرآباد صورت میگیرد، هواپیما پس از اوجگیری مجدد و باز کردن چرخها، به سلامت به زمین مینشیند و مسافران آن از خطری حتمی نجات پیدا میکنند.
حال اگر چنین موردی توسط کنترلر برج به هر دلیلی دیده نمیشد، چه اتفاقی رخ میداد؟
چگونه میتوان میزان خسارات جانی و مالی وارد بر کشور و همچنین مضرات روانی-اجتماعی ناشی از سانحه هوایی را که بر مردم وارد میشود، محاسبه کرد؟
فارغ از اینکه پیشگیری از وقوع سانحه در صنعت هواپیمایی در چه بخشهایی وظیفه کنترلرهای ترافیک هوایی است و در چه بخشهایی ناشی از قبول مسؤولیت بیشتر و فداکاری آنها، توجه به این نکته ضروری است که آیا در هر یک از این دو حالت (انجام وظیفه یا فداکاری و خطرپذیری) شرایط لازم برای انجام چنین امر مهمی فراهم است یا خیر؟
آیا کنترلر ترافیک هوایی از همه ملزومات استاندارد جهانی به منظور ارایه سرویس استاندارد به پروازها برخوردار است؟ آیا کنترلر در فضایی آرام و به دور از آشفتگیهای ذهنی به سر میبرد تا بتواند آنگونه که از او انتظار میرود، هم به اجرای وظایف قانونیش بپردازد و هم فراتر از مباحث قانونی، همیشه بتواند یار و یاور پروازها باشد؟ آیا هیچ تناسبی بین حقوق مادی و معنوی کنترلرها با مسؤولیتهای خطیری که قانون از آنان میخواهد، وجود دارد؟ آیا وضعیت معیشتی-رفاهی کنترلر به اندازه حداقلهایی هست که سازمانهای جهانی آن را برای تأمین ایمنی پروازها، ضروری میردانند؟
متأسفانه پاسخ همه پرسشهای بالا «نه» است. نه ای که اگر از بررسی تاریخی آن بگذریم، هماکنون ریشه در بیتفاوتیهایی دارد که گریبانگیر برخی مسؤولان شده است. بیتفاوتیهایی که بخش بزرگی از آنها ناشی از نگاه غیر علمی و غیر تخصصی به مسائل است. چرا که اگر غیر از این بود، در عصری که همه دنیا بر ویژه بودن، پُر مسؤولیت بودن، سخت و استرسزا بودن و خاص بودن حرفه کنترل ترافیک هوایی اذعان میکنند، کنترلرهای ایرانزمین مجبور نبودند شب و روز تلاش کنند تا به دیگران ثابت کنند که شغلشان سخت است! کنترلرهای ترافیک هوایی مجبور نبودند برای تأمین معیشت خویش، به دنبال شغل دوم باشند. کنترلرهای ترافیک هوایی مجبور نبودند ... برای هر یک از این موارد، مستندات بسیاری وجود دارد که اگر روزی نیاز باشد، به جای خود عرضه خواهد شد.
آن سانحه رخ نداده و پیامدهای آن را در نظر بگیرید، با توجه به موارد فوق آنچه میماند و مانع رفع مشکلات شده است دو عامل بیشتر نیست؛ عواملی که باعث شده کنترلر ترافیک هوایی با این همه مسؤولیت و اهمیتی که در شغلش است، باز هم درد نان داشته باشد و دغدغه اجاره خانه و با همه این مشکلات، تلاش کند برای اثباتِ سخت بودن شغلش!
یکی از آن دو عامل داشتن دانش تخصصی است، که یا شخص تصمیمگیر خود از آن بهرهمند است و یا از مشاور و متخصصی میپرسد و رفع کمبود میکند و دیگری روحیه بیعدالتی است که رفع آن نیازمند داشتن وجدانی خداترس است، البته آن هم به مقدار لازم! ...
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۰/۰۶/۲۷ ساعت 11:8 توسط Amin Ebrahimi
|
aerospace.mut@gmail.com